سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
احمد دوستت دارم برگرد
هر که خوش نیّت گردد، پاداشش فراوان شود، زندگی اش خوش گردد و دوستی اش [بر دیگران [لازم شود . [امام علی علیه السلام]
احمد دوستت دارم برگرد

مودونم میای و می خونی
  • نویسنده : پرنیا:: 15/5/90:: 12:44 عصر
  •  


    دیشب هوای دلم بد جوری بارونی بود ....صدای رعدش از عمق وجودم حتی به گوش خدا هم می رسید


    دلم از همه پر بود یه بغض بزرگ راه گلومو بسته بود به هر طرف که زل میزدم تورو میدیدم تمومه خاطره هامون از جلو چشام رد میشدن


    وقتی میدیدم همه اینا یه خیاله چشام مثل ابر بهاری میباریدن ...


    آخا عشقم دلم از دست همه اونایی که تورو ازم گرفتن پر بود همه و همه خودت میدونی کی و میگم همه اون کسایی که


    حسودی عشقمونو میکردن ...هر کاری میکردن تا مارو از هم جدا کنن....


    دیشب موقع افطار سر سجاده نمازم خیلی دلم شکسته بود اینقدر از درد گریه کرده بودم که نمی دونم چه جوری همشونو واگذار کردم


    به خداااااااااااا


    تنها کسی که صدامو می شنید و به حرفا و درد و دلام گوش میداد خدا بود ...اون میدونه من چه جوری به پات 9 سال پاک موندم


    و جز تو کسی و نداشتم ....هنوزم چشم براهم تا برگردی مودونم خدا بی جوابم نمیزاره


    خدایا  احمدمو واسم برگردون تو گوشش بگو که من منتظرشم و بگو میپرستمش


    خدایا قلبمو آروم کن


    دلم خیلی گرفته کمکم کن......


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    برای تو مینویسم
  • نویسنده : پرنیا:: 4/5/90:: 4:9 عصر

  • اگر هنوز شبهای بارونی یادت مونده باشه برات قصه میگم...



    نمی دونم شبهای بی ستاره رو به یاد داری یا نه؟؟؟!!!



    اما میخوام برات لالایی بگم...



    میخوام اینقدر بنویسم? بخونم...



    تا بالاخره بگی دوستم داری...



    فاصله بین ما رنگین کمانی است هفت رنگ...



    تو شبها زود می خوابی بدون لالایی...



    من شبها دیر می خوابم با اشکهای مهتابی...



    تو روزها میگی و می خندی...



    من روزها می گریم و می نویسم...



    یادته؟؟؟ یادته چقدر برات نوشتم تو فقط مال منی؟؟؟



    یادته بهت گفته بودم وجودم برای تو؟؟؟



    یادته چقدر برات نامه نوشتم؟؟؟



    نگو... نگو که یادت نمیاد...


     


     



    خدایا احمدمو برگردون ......


     


    سلام ...


    برای تو می نویسم برای توئی که تموم لحظه هام پر شده از خاطره های تو 


    می دونم میای و می خونی که برات چی مینویسم میدونم تو یادتم .... کاش برگردی


    دنیا خیلی بزرگه اما سرده واسه بودنم دستاتو می خوام واسه زندگی تورو می خوام


    لحظه ها بدون تو بوی قفس میدن بوی دل تنگی بوی تنهایی ..... کاش برگردی


    من تا نفس میکشم منتظرم برگردی و مال من باشی عشقم


    اینی که میبینی یه عاشق دلمرده ست که فقط به امید رسیدن به تو لحظه هاشو پشت سر میزاره


    میدونم دلت ازم پره ....اما من مقصر نیستممممم


    کاش این فاصله دوری نبود شاید اینجوری دلت از من دور نمی شد ...


    شاید تو تقصیری نداری .......... دنیاست که دوسم نداره ....


    اما من تا لحظه مرگم به یادتم و متظرم برگردی ........


    حتی اگه نیای عشقم


    میخوام بگم از ته قلبم تنهام نزار احمدم ....


    اگه من نباشم کی میخواد نازت کنه کی دستاتو میگیره کی......


    نه نه نه فکر دوریت دیوونم میکنه ....باورم نمی شه هنوز باورم نمی شه تنهام بزاری و بری


    تو مال منی هر جای دنیا که باشی


    می پرستمت احمدم


     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    نرووووووو...
  • نویسنده : پرنیا:: 28/4/90:: 2:37 عصر

  • احمدم تنهام نزار .....


     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    برای تو
  • نویسنده : پرنیا:: 28/4/90:: 2:30 عصر

  •  


    شرار عشق



    شادم که در شرار تو می سوزم شادم که در خیال تو می گریم
    شادم که بعد وصل تو باز این سان در عشق بی زوال تو می گریم
    پنداشتی که چون ز تو بگسستم دیگر مرا خیال تو در سر نیست
    اما چه گویمت که جز این آتش بر جان من شراره دیگر نیست
    شب ها چو در کنار نخلستان کارون ز رنج خود به خروش آید
    فریادهای حسرت من گویی از موج های خسته به گوش آید
    شب لحظه ای به ساحل او بنشین تا رنج آشکار مرا بینی
    شب لحظه ای به سایه خود بنگر تا روح بیقرار مرا بینی
    من با لبان سرد نسیم صبح سر می کنم ترانه برای تو
    من آن ستاره ام که درخشانم هر شب در آسمان سرای تو
    غم نیست گر کشیده حصاری سخت بین من و تو پیکر صحراها
    من آن کبوترم که به تنهایی پر می کشم به پهنه دریاها
    شادم که همچو شاخه خشکی باز در شعله های قهر تو می سوزم
    گویی هنوز آن تن تب دارم کز آفتاب شهر تو می سوزم
    در دل چگونه یاد تو می میرد یاد تو یاد عشق نخستین است
    یاد تو آن خزان دل انگیزیست کاو را هزار جلوه ی رنگین است
    بگذار زاهدان سیه دامن رسوای کوی و انجمنم خوانند
    نام مرا به ننگ بیالایند اینان که آفریده شیطانند
    اما من آن شکوفه اندوهم کز شاخه های یاد تو می رویم
    شبها تو را به گوشه تنهایی در یاد آشنای تو می جویم


     


     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    ای تو همه ی من
  • نویسنده : پرنیا:: 28/4/90:: 1:49 عصر

  •  


     


    تو که گفتی باکی نداری بگم آخر یه روزی میرم ندونسته یه کاری کردی همه حرفامو پس بگیرم تو که از من فراری بودی تا ازت باخبر نباشم تو که با اون غریبه میری جایی من پشت سر نباشم حالا دیگه رفته تو بمون و دردات حالا دیگه رفته اونی که میخواستی واسه روز فردات حالا دیگه رفته حالا دیگه رفته تو بمون و دردات حالا دیگه رفته اونی که میخواستی واسه روز فردات حالا دیگه رفته توی دو سه سالی نشد یکبار نگران دلم باشی مگه میشد یه روز باشی مگه میشد که تنها شی تا ببینی چقدر سخته که پریشون فردا شی که یکی از خودت بدتر تنهات بذاره دیگه حس نمیکنی یه کسی چشم به راته از تو دوره و تو خیالش باهاته تو خودت رو ملامت کن...


     



    شبا که تنها می مونم و می شینم واسه چشمات می خونم و می دونم بی خیالی
    وقتی می مونم تو این قفس جای من همیشه پشت پنجرست تو یه خواب محالی
    به تو می دونم نمی رسم می دونم تو نباشی چه بی کسم تو رو از من می گیرن
    خدا کنه آخرش یه روز برسن همه ی عاشقا به هم اونایی که اسیرن



    یه روز واست می نویسم آره واسه تو تویی که گفتی تا آخرش بهم تکیه کن
    واسه تو که باورت کردم واسه تو که نمی دونم چرا انقدردوستت دارم
    واسه تو که من رو با دروغات شکستی
    واسه تو که آسون رویاهام رو به باد دادی
    واسه تو که هوای دلم رو ابری کردی
    واسه تو که احساسم رو به بازی گرفتی
    راستی چرا؟ هنوزم نمیدونم چرا


     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    هنوز منتظرم برگردی
  • نویسنده : پرنیا:: 27/4/90:: 12:35 عصر
  • از سال 1381 تا سال 1390


     هنوزم پرم از تنهاییییییییییییییییییی.......                                                                                                    




    همیشه صدایی بود که مرا آرام میکرد،  




    همیشه دستهایی بود  که دستهای سردم را گرم میکرد




    همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم میکرد،  




    همیشه چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد




    همیشه کسی بود که در کنارم قدم میزد ، همیشه احساسی بود که مرا درک میکرد




    حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ، نه صداییست که مرا آرام کند  




    و نه طبیبیست که مرا درمان کند




    همیشه دلتنگی بود و انتظار ، همیشه لبخند بود و به ظاهر یک عاشق ماندگار




    امروز دیگر مثل همیشه نیست ، حس و حال من مثل گذشته نیست




    امروز دیگر مثل همیشه نیست ، من هم طاقتی دارم ، صبرم تمام شدنیست




    شاید اگر مثل همیشه فکر کنم ، هیچگاه نخواهم توانست فراموشت کنم




    همیشه جایی بود که با دیدنش یاد تو در خاطرم زنده میشد ،




    همیشه آهنگی بود که با شنیدنش حرفهایت در ذهنم تکرار میشد




    آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبود ،  




    بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود!




    آری عشق های این زمانه همین است ، زود می آید و زود میگذرد...




    تا عشق تو آمد در قلبم، تو رفتی ، تا آمدم بگویم نرو ،رفته بودی ،




    تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم




    همیشه کسی بود که به درد دلهایم گوش میکرد ،




    همیشه کسی بود که اشکهایم را از گونه هایم پاک میکرد ،




    اینک من مانده ام و تنهایی ، ای یار بی وفای من کجایی ؟




    یادی از من نمیکنی ، بی وفاتر از بی وفایی ، بی احساستر از تنهایی




    دیگر نمیخواهم همیشه مثل گذشته باشم ، میخواهم آزاد باشم ،




    میخواهم دائما پیش خودم بگویم که تا به حال کسی مثل تو را در قلبم نداشتم!


     


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    تنهایی
  • نویسنده : پرنیا:: 10/5/87:: 11:14 صبح
  • khodaya che sakht ast in jodaye khodaya che talkh ast in sharabe bi vafaie jodaie,bivafaye.ranje dori hame hastan gonahe ashnaie be name anke guitarash ahange jodaie mizad
    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ---------------------------------------------------
     RSS 
    خانه
    ایمیل
    شناسنامه
    مدیریت وبلاگ
    کل بازدید : 7473
    بازدید امروز : 3
    بازدید دیروز : 15
    ............. بایگانی.............
    هستی [4]
    aseman [8]
    بهار 1387 [2]
    پاییز 1386
    تابستان 1386 [2]
    بهار 1386 [8]
    زمستان 1385 [7]

    ..........حضور و غیاب ..........
    یــــاهـو
    ........... درباره خودم ..........
    احمد دوستت دارم برگرد
    پرنیا[39]
    من یه دختر تنها که واسه داشتن کسی که دوستش داره حاضره هر کاری کنه

    .......... لوگوی خودم ........
    احمد دوستت دارم برگرد
    .......لوگوی دوستان ........

    ............. اشتراک.............
     
    ............ طراح قالب...........